عبدالله مستوفى

442

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از معروفين و ميهن‌پرستان تبريز ، دستگير مينمايد و قاصديكه براى آوردن غلام يحيى به ميانه فرستاده شده بود ، دير ميرسد و غلام يحيى برفقاى خائن خود نميرسد ، و پس از كشتن چند نفر از افسران اطراف خود ، و تصرف وجوه بانگ ، بتركمن‌چاى حركت ، و كاميونهاى مملو از اثاثيه را بتبريز ميفرستد . مردم كه پى به شكست قواى پوشالى دمكرات برده بودند ، از ساعت 9 شب ، آمادهء قيام ، و در ساعت چهار بعد از نيم شب ، ( شب پنج‌شنبهء 21 آذر ) ، در نقاط مختلفه ، بر سر فدائيان ريخته ، با مشت و چوب ، اسلحه را از دست آنها ميگيرند . كم‌كم ، شهر بهيجان آمده ، و مردم دلير تبريز از خرد و بزرگ در اين جشن ملى شركت و پس از خلع سلاح ، و كشتن صدها نفر از مهاجرين ، ادارات دولتى را تصرف كرده ، و شروع بدستگيرى عمال فرقهء دمكرات مينمايند ، روز 21 و 22 جنگ شديدى ميان قواى ملى ( اهالى تبريز ) و فدائيان ، به سختى ادامه داشت و ساعت 5 / 16 روز 22 هم ، كه ارتش وارد تبريز شد ، ( مقصود سرتيپ هاشمى و چند كاميون از نيروى اوست ) هنوز هم ، نبرد پيروزمندانه خاتمه نيافته بود . چنان كه ، كاميون‌هاى حامل ما هنگام عبور از خيابان و رگبار گلوله ، حركت مينمود ، زيرا فقط ( هنوز ) سه نقطه كه يكى بناى باستانى ارگ باشد ، در دست فدائيان بود . ( باقى را اهالى تبريز قلع و قمع كرده بودند ) پياده‌روها و جويها مملو اجساد مقتولين ، و جوى خون در سراسر شهر جارى شده بود . ولى بعد از ظهر ( 23 ) ، قواى دولتى ، سه نقطه را از وجود فدائيان پاك نمود ، اين خائنان مزدور قصد داشتند ، روز 21 آذر ، 800 نفر را در تبريز ، و سيصد نفر را در ميانه اعدام كنند ، ديروز ، كاميونهائيكه غلام يحيى آورده بود ، ( فرستاده بود زيرا خود غلام يحيى به تبريز نرفته از بيراهه خود را بسرحد رسانده است ) بوسيلهء آقاى برخورداريان رئيس ، و آقاى سميعى كارمند بانك ، و چند نفر ديگر از مردم ، توقيف و در استاندارى اثاثيهء آنها ، با حضور ما ، و مخبر مجلهء معروف نيوزاوتيرولد انگلستان ، بازرسى و در صندوق ، مبلغ دو ميليون و دويست و هشتاد و دو هزار و هفتصد و چهل و هفت ريال و پنجاه دينار ، كه دو ميليون ريال آن وجه بانك ميانه بود ، كشف و تحويل بانك شده از روز ورود نيرو به تبريز ، تا اين ساعت ، ده‌ها انبار مهمات و اسلحهء سبك و سنگين ، كه اكثر آنها روسى است ، كشف شده ، و تنها از منزل پيش‌نمازى ، رئيس دژبان دمكراتها 160 صندوق فشنگ بدست آمده . مأمورين شوروى مرتبا آقاى سرهنگ زنگنه را در استاندارى ملاقات و مذاكرات طولانى ميكنند . از ديروز ، شهر وضع عادى به خود گرفته ، دكاكين را باز كرده‌اند . اجساد نيز همه به خاك سپرده شد . مجموع تلفات تبريز بيش از هشتصد نفر است . كه متجاوز از پنجاه نفر آن از اهالى ميهن‌پرست ميباشند كه هدف گلولهء فدائيان قرار گرفته‌اند . انتهى . چند كلمه در اطراف اين خبر البته خبرنگار روزنامه ، قسمتى از اين اخبار را از قول عامه و از شنيده‌هاى خود نوشته ، و به همين جهت ، يكى دو تاى از آنها قابل خدشه مىباشد . از جمله رسيدن پنج تذكره براى سران قوم است ، كه اگر موضوع حقيقت هم مىداشت ، چيزى نبود كه عامه از آن